السيد جعفر السجادي

480

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

گردد كه همواره به زيارت اين قبر و جايگاه معرفت مىشتابند ، و يا اين كه در حرفه‌اى از حفره‌هاى جهنم وارد مىشود و اين هنگامى است كه در سينهء تنگ و تاريك و مكدرى جايگزين مىگردد كه مملو از شرور و آفات باطنى و مقر شياطين و مركز ظلمات و مفاسد اخلاق و مورد لعنت خدا و غضب حضرت پروردگار و مخلد در عذاب الهى است . زيرا بعضى از باطن‌ها و سينه‌هاى باطن سينه‌هايى هستند كه هر روز هزاران نفر از ملائكه و انبيا و اوليا به علت صفاى جوهر و نقاوت گوهر ايشان به زيارت ايشان مىآيند ، و آن مانند روضه‌اى است از رياض بهشت و بعضى از باطن‌ها و سينه‌ها باطن و سينه‌هايى هستند كه همه روزه هزاران وسوسه و كذب و فحش و خصومت و مجادله با مردم در آن‌ها جايگزين مىگردد . پس آن سينه منبع مشقت و غضب و عذاب اليم است و در ضيق و ظلمت و وحشت مانند حفره‌اى است از حفره‌هاى آتش جهنم چنان كه خداى متعال در قرآن مجيد مىفرمايد « وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ » ( و هر كس كه دل به كفر بنهد به غضب خداوند و عذاب اليم دچار گردد ) « 1 » پس با توجه به مثال مذكور مىتوان گفت انسان نيز داراى چهار حيات است و هرگاه انسان مرد و از اين جهان رخت بربست فقط دو حيات اخروى براى او باقى مىماند ، در صورتى كه اهل آخرت باشد و حيات نباتى و حيات حيوانى از وى منقطع مىگردد و سرّ اين كه ما به جاى آن كه بگوييم حيات نباتى و حيات حيوانى منعدم مىگردد گفتيم « منفطع مىگردد » اين است كه طبق تحقيق فلسفى ، هر چه در صحنه وجود قدم نهاد ديگر معدوم نخواهد شد ( بلكه يا به صورت ديگرى و يا به عالم ديگرى انتقال و ارتحال مىيابد ) و الا لازم مىآيد كه نام او از دفتر علم الهى محو و زايل گردد در حالى كه خدا مىفرمايد « وَ ما يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ » ( و ذره‌اى در آسمان و زمين از علم پروردگارت خارج نيست ) « 2 » و معلوم است كه براى جسد وجودى است همان‌طور كه براى نفس وجودى است و براى قالب و پيكر تكوينى است همان‌طور كه براى قلب است . پس براى هر يك از چهار حيات انسان قبرى است حقيقى و مخصوص به آن . پس قبر حيات جسدانى نباتى و حيوانى عبارت است از مقدار تكون تدريجى و مدت تبدل و تحول استكمالى آن‌ها در دنيا ( به حكم حركت جوهريه كه صورت حادثى بى درنگ در قبر تبدل و تحول مدفون مىگردد تا صورت ديگرى بر وى افاضه گردد و آن صورت نيز در همان قبر مدفون گردد تا زمانى كه استكمال و استبدال تدريجى به غايت و نهايتى منتهى گردد و صورت جسدانى دنيوى به صورت برزخى اخروى مبدل گردد ) و اين قبر مقبره‌اى است براى صور اكون حادثه‌اى كه در علم سابق اجمالى الهى و علم لا حق تفصيلى او ، چه قبل از ورود در مقابر اين جهان و چه بعد از صدور و ارتحال از اين جهان ، معلوم و موجود بودند و بدين قبليت ( يعنى قبليت وجود صور اكوان حادثه و ورود آن‌ها بدين عالم ) در حديث نبوى

--> ( 1 ) نحل / 106 . ( 2 ) يونس / 61 .